به گزارش خبرنگار واحد فرهنگی اداره شاهد و ایثارگر، دکتر سید علی قاسم زاده، سرپرست دانشگاه به همراه حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای احمدی، معاون نهاد مقام معظم رهبری، نسخه چی، معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین، شکوهی، مسئول تعاون بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین و جمعی از مسئولان، مدیران و دانشجویان برگزیده تشکل های دانشجویی با خانواده بزرگوار شهید حسین سرباز دیدار کردند.

در این دیدار که به مناسبت وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها و تکریم مادران و همسران شهدا عصر روز ۲۵ دی ماه برگزار شد، دکتر قاسم زاده ضمن تشکر از خانواده شهید،با قرائت حدیث قدسی بیان داشت: آن کس که مرا طلب کند می یابد، آن کس که مرا یافت می شناسد، آن کس که دوستم داشت به من عشق می ورزد، آن کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم، آن کس که به او عشق ورزیدم کشته ام می شود و آن کس که کشته ام شود خون بهایش بر من واجب است و آن کس که خون بهایش بر من واجب است پس من خودم خون بهایش هستم”

همچنین حاج آقای احمدی ضمن تشکر از خانواده شهید بزرگوار، خواستار دعای خیر ایشان و توجه و عنایت شهدای گرانقدر به ویژه شهید حسین سرباز به جامعه دانشگاهی و آرزوی سلامتی و تندرستی برای خانواده ایثارگران شد. در ادامه برادر و همرزم شهید خاطراتی از شهید حسین سرباز  بیان کرد و مادر بزرگوار شهید ضمن خیر مقدم به مسئولین دانشگاه و بنیاد شهید طی جملات کوتاهی حاضرین را نصحیت و دعای خیر نمود.

در پایان این مراسم به رسم یادبود لوح تقدیر و هدایایی از طرف سرپرست دانشگاه به پاس قدردانی به خانواده شهید سرباز اهداء شد.مسئولان دانشگاهی و اداره شاهد و ایثارگر دانشگاه برای این خانواده معظم شهید آرزوی سربلندی، سلامتی داشته و خواستار دعای خیر ایشان برای سربلندی مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی شدند.

گفتنی است شهید حسین سرباز بیست و پنجم بهمن ۱۳۴۳، در شهر قزوین به دنیا آمد. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در ام‌الرصاص عراق( عملیات کربلای چهار) به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص، در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

قسمتی از وصیت نامه شهید بزرگوار حسین سرباز بشرح زیر است: حرفى چند با پدر و مادر گرامی ام؛ از این که در این راه کُشته مى‏ شوم، شُکرگزار باشید؛ باشد که با این عمل تان خدا را خشنود و دل دشمنان خدا را آتش بزنید و بسوزانید. در ضمن از این که در این مدت عمرى که خدا عطا کرده بود، کارى براى شما نکردم و شما برابرش زحمت‏ هاى زیادى متحمّل شدید، خیلى خیلى شرمنده‏ ام و جز تشکر از شما و این که از خداوند بخواهم جزاى خیر در دنیا و آخرت به شما عنایت کند، کارى نمى ‏توانم بکنم؛ بنده امانتى نزد شما بیش نبودم و اجر شما را خداوند خواهد داد. در ضمن سفارشى هم دارم براى برادرم رحیم و بچه‏ هاى مسجد؛ برادر جان! نمازت را با توجه بجا آور. در خواندن قرآن کوتاهى مکن؛ چون شما امید آینده اسلام و انقلاب هستید و -ان شاء الله- جزو سربازان امام زمان(عج) باشید. این راه، سختى ‏هاى بسیار دارد. باید مشکلات را تحمّل کرد و با بردبارى و توکل به خدا بر آن فایق آمد. در کمک به پدر و مادر و دیگران کوتاهى نکنید که اجر آن با خداست. این را که مى‏ گویم فقط یک گفته تنها و یا نوشته نیست؛ بلکه از اعماق وجودم مى‏ گویم: پشتیبان این رهبر عزیز باشید. اسوه ‏اى که ما را از لجن‏ زار دنیا و آتش آخرت، نجات داد. نگذارید -خداى ناکرده- قلب نازنینش از شما ناراحت شود. همیشه از خدا بخواهید که از عُمر همگى ما بکاهد و به عُمر پُر برکتش بیفزاید.